بدون عنوان
دوباره رفته بودی کیش . این عکس به یاد Rio گرفتی ...
نویسنده :
لیلا
11:51
بدون عنوان
بدون عنوان
عسل عزیز تر از جونم این جا با بابا علیرضا ومامان نفیسه رفته بودی کیش. ...
نویسنده :
لیلا
11:43
بدون عنوان
اینجا نزدیک خونه قبلی مامان فرزانه بود . حدودا 3 ساله بودی . عید نوروز بود و این عروسک ها را اونجا درست کرده بودند. تو اولش نمی رفتی کنارشون عکس بگیری. فکر کنم می ترسیدی ...
نویسنده :
لیلا
12:13
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
رفته بودیم طرقبه . با مامان نفیسه و بابا علیرضا، دایی رضا وعمه الهام و عمو جون. یادش بخیر یکی اون وسط سهمشو نداد . اخر سر نفهمیدیم کی دونگشو پرداخت نکرد . البته فکر کنم بابا علیرضا.... ...
نویسنده :
لیلا
19:24
بدون عنوان
اینجا سرما خورده بودی . خونه عمه الهام بودیم . ...
نویسنده :
لیلا
19:17











